|
سلام رضا جونم این وبلاگ مال خود خودته خواستم این جوری ذره ای از عشقم بهت ثابت بشه
|
بيشتر وقتها عزيزم به ياد تو اشک مي ريزم
گاهي بيدارم گاهي خواب
اما فقط تو را مي بينم
کي مي شه دستامون تو دستاي هم ديگه قفل بشه
کليد باز شدن اونا فقط بوسه آتشين باشه
مي ترسم از اين دنيا بميرم

اما براي يک بارم که شده تو را تو بغل نگيرم
اين قلب من با عشق تو کار مي کنه
اين بدن بي حسم با اسم تو جون مي گيره
نامه مي دم بمونه يادگاري
عاشقم و عاشق يادگاري
بده به من لباتا يادگاري
من اينك باز مي گويم
كلامم را
و شعرم را
برايت راز مي گويم
تو اي نيلوفر زيبا
تو اي تنها و بي همتا
چنان در سحر زيباي كلامت
مانده ام مفتون
چنان با حرف حرف شعر تو
جدا گشتم از اين گردون
كه ديگر هيچ حرفي جز كلام
دوستت دارم
نمي دانم
نمي خواهم
نمي خواهم دگر اين گيتي پست دغل پرور
كه ديگر من تو را دارم
به استقبال تو اين بي زبون آمد
برايت هديه ايي دارد
اگر چه كوچك و كم قدر
كه شايد در نظر آيد
و آن جاني ست ناقابل
كه در پيش تو قربان است
يكي شكرانه كوچك
براي عهد و پيمان است


زيباترين تصويري که در
زندگانيم ديدم نگاه
عاشقانه و معصومانه تو بود.
زيباترين سخني که
شنيدم سکوت دوست
داشتني تو بود.
زيباترين احساساتم
گفتن دوست داشتن تو بود.
زيباترين انتظار زندگیم
حسرت ديدار تو بود.
زيباترين لحظه زندگيم
لحظه با تو بودن بود.
زيباترين هديه عمرم
محبت تو بود.
زيباترين تنهاييم
گريه براي تو بود.
زيباترين اعترافم
عشق تو بود.
و من در ستاره باران خدا ستاره تو را ندارم ..
حضور آرامت مدتهاست در کنارم نيست.... لبخند شيرينت را ندارم...
وقتي دلتنگ تو ام اما چشمانت نيست تا بيقراريم را در خود گم کند
وقتي ماه رويت در تاريکي اين شبها بي فروغ است
وقتي نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم
وقتي نگاه معصومانه ات را براي هميشه به خاطره ها سپرده ام
وقتي تنهاي تنهايم و ياد تو تنها مهمان شبهاي بي صبح من است
من مي مانم و ياد تو و دلي پر درد ...
سفره اي از عشق و غزل.... و شمعي به ياد و خاطره ي يک شب که گفتي هيچ
وقت فراموشش نمي کني. به ياد رزسرخ
در خيالم .... برايت کلبه اي در سبزترين خلوت دنج خدا مي سازم ...
و با خواهش نگاهم تو را به اين ضيافت عاشقانه مي خوانم
به دستان لطيفت هزاران بوسه مي زنم
نياز دلم را با ناز نگاهت پيوند مي زنم هزاران گلبرک شقايق را نثار
لبخند
نگاهت مي کنم
و با تو تا اوج آبي عشق پر ميکشم…
هيچ وقت آهنگ صدايت را، فراموش نخواهم کرد ..

دوست داشتنو چگونه نجوا کنم
که از غمش عاشقانه به میرم....
اسمت را چگونه فریاد کنم
که چشمهایم به اشک ننشینن

بی تو هرگز
به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا دیگری تو
من در این دنیا دوچیز می خواهم یکی تو دیگر خوشبختی تو
من در این دنیا دو چیز می خواهم یکی تو دیگری برای با تو موندن
توی روزگاری که عشق دیگه رسم زندگی نیست
وقتی تو دلهای سنگی هیچ کسی همیشگی نیست
بین این همه غریبه یه نفر مثل تو میشه
اشنایی که تو قلبم می مونه واسه همیشه
![]()
نازنينم!
باز عطر ياد تو،در خاطره ي اتاقم پيچيد!
باز مهرباني چشمهايت،
پنجره ي خيالم را ستاره باران کرد!
باز گرمي دستانت،
روحم را تا دورترين،لمس يادها برد!
نازنينم!
به شب و روز قسم!
به تلؤلؤ امواج قسم!
به برگ برگ شاخه هاي درختان قسم!
به بي قراري بادهاي سرگردان قسم!
به آواز قمري هاي حياتم قسم!
نـــمي توانم پلکهايم را به روي خيال تو ببندم!
نــــمي توانم!
نــمي توانم عطر ياد تو را،از چارفصل دلم پاک کنم!
نـمي توانم!باورکن،نمي توانم!
نازنينم!
ايـــن همـــه فاصله را چگونه تاب بياورم؟
ايـــن همــــه روز راچگونه به تنهايي دوره کنم؟
ايـــن همـــه شمع را با چه رنگي از اميّد، روشن نگه دارم؟
ايـــن همــــــه فصل را تا به کي،خط بزنم؟
چگونه دوستت دارم ها را ترسيم کنم
که کلمه اي حتي،از ياد نرود؟
قصه ي ايـــن همــه دلتنگي را،
با کدام قلم،برايــت بنگارم؟
آخــــر براي تک تک واژه هاي بي قراريم،
قلمها را طاقتي نيست!
.....
نازنينم!
به اندازه ي تمامـي ابرهاي دنيــا،
دلم گرفته است!
به ديدار ايــــن دل غمگين بيا!
شانه هايــت رابراي ايــــن هــمه بارش،کم دارم!
عمر من رضای من هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها
و زار زار گریه میکنم
پس هر وقت دیدی باران از اسمان میباره بدون دلم برات تنگ شده نفسم


delam vase kenare to bodaneto shabha tang shode
delam mikhast basham pishet ta az ghose rahat besham
ta ke golaye zardemon yeki yeki pajmorde
delam mikhast mifahmidi paiizemon talaii bod
bargaye zarde ghoseham beeshghe to bahari bod

گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم....كه دگر باره از اينگونه
خطاها نكنم بوسه را دادي چو برداشتي لبت از لب من......توبه كردم
كه دگر توبهء بيجا نكنم

zendegi eshgh ast eshgh afsane nist anke
eshgho
afarid
divane nist eshgh an nist ke kenarash
bashi eshgh
an
ast ke be yadash bashi
HAMISHE BE YADETAM

اين روزها نه مجالي براي دلتنگي دارم نه حوصله اش را
ولي با اين همه گاه گاهي دلم هواي تو را مي کند

dost dashtam ghalbi bodsam ta ta dar sine at jay
migereftam
ta dar hengame shadiyat anghadr mitapidam ta khod
tanhaeye mara dark koni
angah dar man lanei misakhti va khod ra parandeye
sabkale andishe am gharar midadi
va dar doronam jay migerefti ta befahmi ke ba tamame
vojod DOSTAT DARAM
dost dashtam ta ghatre ashki bodam faryad mizadam ta
dar goshei az cheshmane zibayat
sarazir mishodam va bar gonehayat migozashtam va
labanat ra anghadr mibosidam ta bedani cheghadr
DOSTAT DARAM

اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم اگه بگم
توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هرنفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر
نگاهت
مي کنم اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال
مني لحظه ي پروازمني ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟ ميشي برام باغبون
ميوه
هاي تشنه وکال ؟ ميشي برام ماه شبهاي بي سحر؟ ميشي برام ستاره ي راه سفر؟ ولي بدون هر
جا باشي يا نباشي مال مني.

هميشه بايد عکس دوست پسر توتوي کيف پولت بذاري،هر وقت دچار
مشکل بزرگي شدي، بهش نگاه کني. اون وقت احساس مي کني هيچ
کدوم از مشکلاتت به اندازه اين يه دونه مشکلت نيست
(عزیزمی عمرمی-شوخی کردم)

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني
اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه
دونه دوست دارم

دوست دارام يه سنگ برد ارم و روي اون بنويسم دلم برات تنگ شده و
اونو محكم بكوبم توي سرت تا بفهمي كه فراموش كردن من چقدر
سخت و دردناكه

بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم
است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف
مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان
خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون دو نفر را به هم متصل
ميکند (می بوسمت لوس من)

ميدوني فرق تو با خون چيه؟
؟..................................................................................................................................................
خون هر وقت بره تو قلب بيرون مي آيد اما تو اگه بري تو قلبم ديگه
بيرون نمي آي..
.(گلم تو همیشه تو قلبمی)

كاش ميشد بوسه بارانت كنم......... جان عاشق را به قربانت
كنم............. اي كه دور از من در قلب مني.................. با وفا باش
كه دنياي مني

شدم بيمارو تنها از جدايي،گل گم گشته ام آخر كجايي،گل لاله گل باغ جدايي،كنم هر لحظه يادت تا
بيايي،دو چشمانم به در تا تو بيايي،گل گم گشته ام آخر كجايي،گل اميد من واي از جدايي،دلم مي
خواد بماند تا تو بيايي...

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم
بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن.
دوستي یعنی این!!

دلم.......................................................درد
میکنه؟...............................نه!..................................................میپیچه؟.........
..............................نه!.............................................میسوزه؟....................................................نه!...پس
چی؟..................................................دلم برات تنگ شده جونم
میخوامت به خاطر اونت................. اون چیزه نازت.....................،
میدونی که چی میگم.......................... ... اونتو میگم ................. .
اونیکه زیر لباسته ......................... . اون قلب مهربونت!!

هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ
ميگفتم ... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم :
يکي ... !!! مي دوني چرا ...؟ چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که
مي شناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيزترين چيزاي دنيا
هميشه يکين ... ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا
يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت
عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان تا هميشه يکي
دوسش دارم ...

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..?.. چون دنيا يه روز تموم
ميشه. .?.. نميخوام بگم که مثل گلي. .?.. چون گل هم يه روز
پژمرده ميشه. ?.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر
ستاره اس. ?.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. ?. نميخوام بگم
که مثل اب پاک و زلالي. ?.. چون اب که هميشه پاک نميمونه

مرا صد بار از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم
کشاني دوستت دارم چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا
کردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم

ميخوام روي بلندترين قله وايسم .. با تمام وجود داد بزنم :
عشق من دوست دارم ! ولي حسش نيس تا اون بالا برم

دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست
سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

کوه با نخستين سنگها آغاز مي شود و انسان با نخستين درد و من با نخستين نگاه تو
آغازشدم عشقم

هميشه به ياد توام، تويي که در درياي عشقم عروس و درزمین
زمانه ام شاهزاده و در آسمان بي ستاره ام ستاره? سهيلي
